
گفته بودند كه بايد بهار را ببينيم و باور كنيم، گفته بودند پرواز را به خاطر بسپاريم كه پرنده مردنيست. اما من پرنده را خوب به ياد مي آورم، چرا كه پرواز بدون پرنده ي خيال معنايي ندارد. كركس ها هم ميپرند، آيا بايد از كركس ها پرواز بياموزيم؟ من همه چيز را به خاطر دارم. همه ي دردهايي كه قرار بود وقتي كه بزرگ تر شديم از يادمان بروند، اما حكايت را از آغاز غلط فهميده بودند، بزرگ كه شديم يادمان نميرود. عادت ميكنيم. ميشويم مجموعه اي از همان درد هاي كوچك و به ظاهر ناچيز كودكي مان. زخم هايمان خوب ميشوند و ديگر جايشان درد نميكند اما يادشان چرا، ديگر آن كودك آسوده ي ساب...
ادامه مطلب